تبليغاتX
در تنهایی عاشق بودن

 


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389ساعت 18:17  توسط مرد هزار چهره   | 

فرق دخترا و پسرا در پول گرفتن از عابر بانک

بچه ها دنبال یه تحقیق در باره ی عابر بانک هستم اما هر چی تو گوگل می گردم چیزی پیدا نمیکنم.مطلب هست اما همه مثل مطلبی که واستون گذاشتم مسخره بازیه و به درد ارائه تو کلاس دانشگاه نمی خوره 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فرق دخترا و پسرا در پول گرفتن از عابر بانک

 پسرها:
۱- با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک.
۲- کارت رو داخل دستگاه ميذارن.
۳- کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن.
۴- پول و کارت رو ميگيرن و ميرن.

دخترها:
۱- با ماشين ميرن دم بانک.
۲- در آينه آرايششون رو چک ميکنن.
۳- به خودشون عطر ميزنن.
۴- احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن.
۵- در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن.
۶- در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن.
۷- بلاخره ماشين رو پارک ميکنن.
۸- توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن.
۹- کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه.
۱۰- کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون.
۱۱- دنبال کارت عابربانکشون ميگردن.
۱۲- کارت رو وارد دستگاه ميکنن.
۱۳- توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن.
۱۴- کد رمز رو وارد ميکنن.
۱۵- ۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
۱۶- کنسل ميکنن.
۱۷- دوباره کد رمز رو ميزنن.
۱۸- کنسل ميکنن.
۱۹- دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه.
۲۰- مبلغ درخواستی رو ميزنن.
۲۱- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۲- مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن.
۲۳- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۴- بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن.
۲۵- انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن.
۲۶- پول رو ميگيرن.
۲۷- برميگردن به ماشين.
۲۸- آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن.
۲۹- توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن.
۳۰- استارت ميزنن.
۳۱- پنجاه متر ميرن جلو.
۳۲- ماشين رو نگه ميدارن.
۳۳- دوباره برميگردن جلوی بانک.
۳۴- از ماشين پياده ميشن.
۳۵- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم)
۳۶- سوار ماشين ميشن.
۳۷- کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده.
۳۸- آرايششون رو توی آينه چک ميکنن.
۳۹- احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن.
۴۰- میندازن توی خيابون اشتباه.
۴۱- برميگردن.
۴۲- ميندازن توی خيابون درست.
۴۳- پنج کيلومتر ميرن جلو.
۴۴- ترمز دستی رو آزاد ميکنن (ميگم چرا انقدر يواش ميره)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389ساعت 18:16  توسط مرد هزار چهره   | 
   ز ذ ( زن ذلیل )

       ز ه ( زن هلاک )

       ز ش ( زن شهید )

       ز ز ذ ( زر می زنن زن ذلیل نیستند )  

 

     البته انواع دیگری یافت میشود که کمیاب است :

 

      م ذ ( مادر ذلیل )

      خ ذ ( خواهر ذلیل ) 

      م خ ذ ( مادر خواهر ذلیل )

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 11:24  توسط   | 
         ز ذ ( زن ذلیل )

       ز ه ( زن هلاک )

       ز ش ( زن شهید )

       ز ز ذ ( زر می زنن زن ذلیل نیستند )  

 

     البته انواع دیگری یافت میشود که کمیاب است :

 

      م ذ ( مادر ذلیل )

      خ ذ ( خواهر ذلیل ) 

      م خ ذ ( مادر خواهر ذلیل )

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 11:12  توسط مرد هزار چهره   | 

می گفت عا شقم , دوستش دارم و بدون او هيچم و برای او زنده هستم...

او رفت, تنها ماند ..زندگی کرد و معشوق را فراموش کرد.

از او پرسيدم از عشق چه می دانی ؟ برايم از عشق بگو...

گفت:عشق اتفاق است بايد بنشينی تا بيفتد

گفت:عشق آسودگيست ,خيال است...خيالی خوش.

گفت:ماندن است .فرو رفتن در خود است.

گفت:خواستن و تملک است , گرفتن است.

گفت: عشق سادست ,همين جاست دم دست و دنيا پر شده از عشقهای زود

عشقهای ساده اينجايی و عشقهای نزديک و لحظه ای .

گفتم: تو عاشق نبودی و نيستی........

گفتم:عشق يک ماجراست , ماجرايی که بايد آن را بسازی.

گفتم:عشق درد است درد تولدی نو .عشق تولد است به دست خويشتن

. گفتم:عشق رفتن است عبور است , نبودن است.

گفتم:عشق جستجوست , نرسيدن است, نداشتن و بخشيدن است.

گفتم:عشق درد است , دير است و سخت است

گفتم:عشق زيستن است از نوعی ديگر ...

به فکر فرو رفت و گفت عاشق نبوده ام ...

گفتم عشق راز است .راز بين من و توست

,بر ملا نمی شود و پايان نمی يابد . مگر به مرگ.......

خوش و خرم باشید  { مهدی }

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 19:22  توسط مرد هزار چهره   | 
 

         برو ای زن برو ای لکه الوده به ننگ

          برو ای داغ سیه خورده به پیشانی تو

           برو از دیده ام ای دیو سیهکار پلید

           تا از خاطر ببرم ننگ هوسرانی تو

            مرمرین پیکر افسونگر جادویی تو

            گردن اویز چه کس بودو در اغوش که بود

             من ندانستم از اغاز که نیرنگ و فریب

              خفته در پرده چشمان بدین زیبای

               بیخبر بودم از این ننگ که با بیخبری

               میزدم بوسه بلبهای زنی هر جایی

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 19:5  توسط مرد هزار چهره   | 
دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني..

 دوستت دارم چون تنها ترين مصراع شعر مني
 
دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني
 
دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني
 
دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني

دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني

 دوستت دارم چون به يک نگاه عشق مني




+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 15:34  توسط مرد هزار چهره   |